فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

133

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

[ در بيان دواعى عزايم حضرت اعلى با لشكر خونريز به جانب دار السلطنهء تبريز « 1 » ] تعريف « 2 » بهار « 3 » الا زهر « 4 » من مطالع الأشجار * تحكي شهبا بدون بالأسحار يا دهر متى « 5 » ربيع عيشى فلقد * ابيضّ عيون هذه الأزهار [ شعر ] « 6 » هنگام بهار و وقت فيروزى شد * آمد طرب و عيش و غم اندوزى شد از باد صبا برگ بريزد آخر * سلطان گل از چه مير « 7 » نوروزى شد چون فرمانرواى « 8 » قوّت ناميهء ربيعى كه اقطار اجسام طبيعى را به جيوش شتىّ شتا ، باز گذاشته بود و از خنك كارى سرما دست از كارخانهء نشو و نما بازداشته . از سقوط جمرات ثلث مهر گيتى را بر خويش گرم يافت و در مجلاى فضاى ( 70 - پ ) طبيعتش به اعداد آلات مقاتلهء لشكر برودت دست بر گشاد و سپاه گياه را در ظلّ رايات شقايق كه

--> ( 1 ) . F : عنوان را بياض گذارده است ( 2 ) . K : وصف و تعريف ( 3 ) . P : شعر ( 4 ) . F : هر ( 5 ) . P : جبى ابيع ( 6 ) . P : شعر ( 7 ) . P : گل از امير ( 8 ) . KP : فرمانفرماى